صلح،پيوند پاينده اسلام و مسيحيت - مسيح انديمشک

+ صلح،پيوند پاينده اسلام و مسيحيت

يکشنبه 5 خرداد 1387 ساعت 12:0 عصر


موسي چهل شب شد تو سي شب وعده کردي 


صلح،پيوند پاينده اسلام و مسيحيت


 


در اين موج با شکوه نامه نگاري به مسيح مريم با پيامي از مسيح لبنان امام سيد موسي صدر (حفظه الله تعالي) مواجه شدم که خيلي برام جالب بود


اين پيام را امام موسي صدر زماني خطاب به مردم لبنان ايراد کردند که عاشوراي حسيني در 22 دسامبر 1977 مطابق 1 دي 1356. در آن سال با ايام ميلاد حضرت مسيح(عليه السلام) مقارن شده بود و همين مقارنت باعث شد تا امام موسي صدر اين پيام را به مردم لبنان بدهد. اين متن به نقل از روزنامه النهار و الانوار در 22/12/1977 ترجمه شده است.


 


مردم لبنان! 1337 سال پيش در سال 61 هجري، در چنين روزهايي، حسين(ع) پسر علي (ع) و فاطمه(س) ، و نواده پيامبر اکرم(ص) ، با همه خويشان و يارانش شهادت را پذيرا شد. پيکرهاي له شده ايشان چندين روز در سرزمين کربلا در معرض وزش بادهاي داغ و آفتاب سوزان و شنهاي روان صحرا قرار داشت. هم زمان، خانواده او و خانواده هاي همراهانش براي اسارت و کوچ اجباري، در بدترين شرايط، به شهرهاي دور، آماده مي شدند.


بعدها، در چنين روزهايي، درهمان مکان، پرچمهاي انقلابي توفنده بر افراشته شد و حکومت سرکشان را درهم کوبيد و تختهاي آنان را به لرزه در آورد و آنان را از روي زمين و صفحه تاريخ پاک کرد. انقلابي که از کربلا نشأت گرفت و فراگير شد وبه سرزمينهاي دور و نزديک رفت، تنها يکي از آثار شهادت حسين(ع) و پرتو ناچيزي از مشعل فروزاني بود که حسين(ع) در نيمه دوم قرن اول هجري بر افروخت.


 آوردگاهي که نبرد عاشورا در آن شکل گرفت در حقيقت همان آوردگاه ارزشهاي انساني است که هرگز از ايمان جدا نيست  و ابعاد آن با آدمي و حياتش، در هر زماني ادامه مي يابد. ديواره هاي زندان خويشتن آدمي را درهم مي کوبد، ميان او و همنوعانش پيوند بر قرار مي کند و انسان را به موجودي سترگ بدل مي سازد که شخصيتي فراتر از محدودههاي زماني و مکاني و توانمندتر از انسان عادي مي يابد.


حسين(ع) ارزشها را با شهادت خود پاس داشت، با مرگ خود حياتي دوباره بخشيد، با خون خويش بر پيشاني تاريخ منقوش ساخت و پس از آنکه دلها را لرزاند و عقلها را ژرفاي مصيبت از خواب بيدار کرد، آنها را در اعماق دل و ذهن انسانها رسوخ داد.


انسانهاي هم روزگار حسين(ع) در بالاترين مراتب انحراف مي زيستند، انحراف فراگيري که با به بيراهه رفتن حکومتها آغاز گرديد، سپس همه بخشهاي جامعه را فرا گرفت، سرانجام به جانها و وجدانها سرايت کرد و يا آنها را مسخّر و زرخريد خود گردانيد يا بر آنها نفوذ و غلبه يافت.


خلافت متعهد و پاسخگو به سلطنتي موروثي بدل گشت که بنا به ميل خود فرمان مي داد و آنچه را خود مي خواست اجرا مي کرد. جهاد، که دري از درهاي بهشت بود، به ماجراجوييهاي کاسبکارانه تغيير ماهيت داد. اموال عمومي از بيت المال به خزانه هاي سلطان انتقال يافت. مناصب از دست شايستگان کاردان بيرون رفت و در اختيار دونان قرار گرفت. حيات و آزادي آدمي هيچ ارزشي نداشت. آنگاه که حاکم بر او خشم مي گرفت، او يا در مرج عذرا به قتل مي رسيد يا به ربذه تبعيد مي شد يا به واسطه مزدوراني که صدر اسلام را درک کرده بودند، با جعل حديث، مورد حمله واقع مي شد. اين رويدادها رخ مي دهند، منکرات و بدعتها پديد مي آيند و تکرار مي شوند و در برابر خود هيچ مانع يا معترض يا دست کم پرسشگري نمي يابند.


اما در اين سال و در لبنان، اين مناسبت بزرگ ابعادي نو مي يابد و اين ناشي از سرشت تعامل تاريخ و جغرافيا در قضايايي است که  با حيات عمومي انسان پيوند دارد. پس از فتنه داخليي که ارزشها را به مسلخ برد، آن هم ارزشهايي که حسين (ع) با شهادتش حياتي دوباره به آنها بخشيده بود، چگونه مي توان با آن خاطره بزرگ و مفاهيم بر آمده از آن زيست و از آن الهام گرفت؟


در برابر اين جنبه منفي، نقطه مثبتي هست که آن نيز خاص لبنان است، هر چند ابعادي جهاني نيز در کنار دارد. امسال سالگرد شهادت حسين(ع) در آستانه سالروزر ميلاد حضرت مسيح (ع) صورت مي گيرد، روزي که ارزشهاي والاي معنوي، به رغم موانع مادي، به پيش روزي آکنده از مفهوم صلح و بلکه روز صلح و آشتي.


از سوي ديگر، اين دو مناسبت با آغاز سال هجري و سال ميلادي همزمان شده اند. تو گويي آغاز تاريخ جديد لبنان، که سرشار از خون شهيدان است، از تولد صلح، شادماني و عظمت الهي بر آمده است.


چنين حال و هوايي بدبيني را از ما دور مي سازد، هر چند به دليل ارزشهاي ساقط شده در سرزمين عزيرمان و به دليل تحولات تحريک آميز اخير در منطقه، که از اختلاف قدرتهاي بزرگ و انفجار جنگ سرد ميان آنان در اين نقطه خبر مي دهد، شدت اين بدبيني زياد باشد . رويارويي در نبردي نابرابر از لحاظ اسلحه، تجهيزات و سازماندهي، که يکي از آثار آن اختلافات داخلي بوده است، همه سرزمينهاي عربي را فرا مي گيرد تا جنگ سرد بتواند به اهداف خود دست يابد.


در آستانه اين مناسبتهاي بزرگ، گويا پروردگار انسان و فرستنده پيامبران و آيينهاي ديني به گونه اي خاص به ما ياد آوري مي کند که چگونه از عهده اين مصيبتها بر آييم، بر زخمهايمان مرهم نهيم، صفوف خويش را يکپارچه سازيم و در برابر رويدادهاي منطقه موضع بگيريم .


عنايت خداوندي بندبند برنامه کاري ما را ترسيم کرده است: ناديده انگاشتن نقطه نظرات و مواضع خود، غمض عين کردن بر پيامدهاي رويدادهاي اخير، و حتي چشم پوشي از منافع شخصي و گروهي، تا ارزشها را دوباره زنده کنيم. تنها ارزشها هستند که وجود آدمي را شايسته، رشد يافته، و جاودان مي سازند. با رويکردي دوباره به ارزشها مي توان شاهد زايش دوباره صلح در جهان و جان زمين و آسمان بود.


صلح ميعادگاه تاريخي و اجتناب ناپذير مسيحيان و مسلمانان است؛ چه، از لحاظ تاريخي، نزديکي ميان پيروان اسلام و مسيحيت ضرورت يافته است، به ويژه هنگامي که صهيونيسم ظهور يافته و دندانهاي زهر آگين خود را نشان داده و چنگالهاي خود را به سوي سرزمين ما دراز کرده، آهن نه فقط براي برافروختن آتش اختلافات مذهبي در کشور و منطق ما، بلکه مي خواهد اين منطقه را به انبار مهمات و دولتهاي کوچک مذهبي تقسيم کند و نه فقط دين ما و مسيحيت را بلکه  سيماي دين و الاي خود را که مورد احترام ماست و ما پيامبر راستين آن را مقدس مي شماريم مخدوش سازد و ميراث مسيحيت و اسلام و تاريخ، تمدن، فرهنگ و ارزشهاي آن دو را بار ديگر به بازي گيرد.


اين بار با دفعات پيش تفاوت دارد. اگر بازي صهيونيسم با مواريث ما در دورانهاي گذشته همواره به دست افراد يا نهادها صورت پذيرفته است، اين بار بازيگر صحنه دولتي است که همه افراد و نهادها را به خدمت گرفته و همه تجربه هاي پيشين را به کار بسته و از گمراهان، که اکثريت مطلق در جهان اند، مدد گرفته است.


مناسبتهاي امسال، به ويژه در لبنان، در بردارنده بشارتي الهي و برخواننده آياتي  مبارک است که مسيحيان را نزديک ترين مردم به مسلمانان، و يهوديان صهيونيست و مشرکان را دور ترين مردم از آنان دانسته است. آياتي که از ما مي خواهد تا با فداکاري و گذشت امکان زايش صلح، عشق، ارزشها وهمبستگي ملي را فراهم آوريم تا بتوانيم از وطن خويش، جنوب عزيز در معرض تهديد خويش، و از همه داراييهاي خود در برابر خطرهاي کمين کرده پاسداري و از برادران خود پشتيباني کنيم، همانهايي که تنها در پي صلحي عادلانه و شرافتمندانه هستند و به صلح شبهه ناک اسرائيلي تن در نمي دهند.


در پايان و در اين روزها ي دشوار، به برادراني که در پي آزادي سرزمينهاي اشغالي هستند وبه مسأله اصلي و بر حق منطقه[ مبارزه با اسرائيل ] اهتمام دارند يادآور مي شويم که خود را وقف آزادي سرزمينهاي اشغالي و آن مسأله اصلي کنند و هرگز از اين آرمان بزرگ غفلت نورزند. ما علايق قلبي، حاصل فکر، تلاش و دعاهاي خيرمان را نثار آنان مي کنيم.


برادران، پيش به سوي گذشت، صلح، وفاق ملي، خيزش لبنان و مقاومت در برابر هر آنچه در پي بازداشتن، مخدوش ساختن يا از نفس انداختن آن است.


آن عزيز سفر کرده که صد دل همره اوست يا رب به سلامت دارش


 


نوشته شده توسط : محمد مسيح

نظرات ديگران [ نظر]


:لیست کامل یاداشت ها  :