سلام من به اندیمشک

سلام من به اندیمشک پیام من به الوارش
به کرخه دز دوکوهه و شهیدانش
سلام من به اندیمشک پیام من به شیرانش
به لاله های ســــرخ یک هزارانش
اندیمشک شهر ماست ، دروازه زیبای جنوب در محل تلاقی کوهستانها و جلگه .
اندیمشک شهر ماست ، جایی که خوزستان تکیه میدهد به زاگرس و پرآبترین رودهای ایران روانه میشوند به خلیج فارس.
اندیمشک شهر ماست ، جایی که تاریخ عیلامیان گره میخورد به عصر مفرغ و روی در الوار گرمسیر و مفرغ ها در می آمیزند به پارسوماش و بعدها که ساسانیان پل های زیبایی را از قلعه زال تا پل صیحه در اندیمشک به یادگار میگذارند و...
اندیمشک شهر ماست ، قهرمان نامی ایران شهری که روزگاری محل مشک انداختن آهوانی بود که کوچ می کرده اند از این مسیر به سمت دره های زاگرس.

و سرانجام که تاریخ شهر تبلور می یابد در دوکوهه ، یادگار با شکوه هشت سال دفاع مقدس مردم ایران در برابر دشمنان غدار می ایستند ، مقومت و پایداری میکنند ، بمباران میشوند ،کشته میدهند.
اندیمشک شهر ماست ،شهر یکهزار شهید ،شهری که طولانی ترین حمله هوایی بعد از جنگ جهانی دوم در آن روی داد.*
اندیمشک شهر ماست ، سنگر بان کرخه و دز ، دوکوهه قهرمان ، پلاژ و حسینیه.

اندیمشک شهر ماست ، شهری که بوی همت میدهد ، بوی متوسلیان میدهد و بوی لشکر 27 محمد رسول الله (ص).
اندیمشک شهر ماست ، جایی که رزمنده های دفاع مقدس در آن می آرمند ، نفسی تازه میکنند و به میدان نبرد باز میگردند.
اندیمشک شهر ماست ، شهری که بیش از 80% از مردمش در انتخابات مجلس هشتم به پای صندوق رای رفتند و دل امام و رهبرشان را شاد و خشم دشمنان را برانگیختند.
آری اندیمشک شهر ماست

و این شعر تقدیم به مردم اندیمشک
نشونی
مثل یک صفحه نقاشیه این زمین تـــــــــــــــو
هر کجاش نقش یه گل نشسته بر جبین تو
رنگ سرخ عاشقی با قطره خون لاله هاست
پاشیدن به صورت پر از غم و حزین تـــــــــو
شعری از جنس بلوری ، مظهر عشق و صبوری
حادثه رو سینه تو ، ولی از وحشــــــت به دوری
یه گوشه یه مادره که بچشو می خوابونه
تو گوشـــش از ســفر آخر بابا مــی خونـه
خون توی دلش ولی به ابرو خم نمی زنه
آخه اون نشونی گلهای عشق رو می دونه
گریه غنچه پرپر ، میپیچه تو گوش مادر
ولی مادر جون نداره بخونه لالای آخــر
توی شهر من فقط هجوم و ایستادگی بــود
سیل تیر و خشم شب به روی دلدادگی بود
مردمای شهر من غریب و بی نام و نشون
آخــه این نهایـت مکتـب آزادگـــــــــــــی بود
نبودی جبهه اول ، ولی رمز حل جــــدول
به روی پیکر پاکت همیشه تیر و مسلسل
یاد هیچ کجا برام به کرخــــــــــه و دز نمیشه
غربـت هیچ کجایی دوکوهه هرگز نمیشه
شهر من با لاله هاش به رنگ سرخ خون شده
تا گلی پرپر نشه هیچ خاکی قرمز نمیشه
هنوز هم رخش سوارها ،هنوز هم سوت قطارا
مونده توی سینــــه تو ، یادی از اون روزگارهــا
توی خاکش می اومد بسیجی لب تازه میکرد
کوله بارش پر نون که طعم پروازه میکرد
نغمه سفر به خیر ، خسته نباشی می شنید
میون قطار عشـــــق گذر ز دروازه میکرد
بهترین خاک خدایی ، طوطیای چشم مایی
ای تو بهترین بهانه برای غربــــــت مایی**
-----------------------------------------------------
*. در تاریخ 4/آذر ماه/ 1364 اندیمشک توسط نُه اسکادران به مدت یک ساعت و نیم بمباران شد
**. شعر از غلامعباس قلاوند