
ای مظهر حق مراد لولاک
ای رفته به ماورای افلاک
شأن تو نبود عرصه خاک
وی عرش ز مقدمت طربناک
گردیده بیان ز ایزد پاک
لولاک لما خلقت الافلاک
خورشید گرفته از رخت وام
عیسی ز لب تو خورده یک جام
موسی ز تو برده میمی از نام
در وصف تو کم تمام ارقام
برهان من این نشانه زیراک
لولاک لما خلقت الافلاک
محراب حراس و سنگر تو
جبریل امین خبر بر تو
اندیشه غلام محضر تو
انگشت اشاره خنجر تو
تا ماه کنی به یک اثر چاک
لولاک لما خلقت الافلاک
ای مظهر حق ، کمال عشقی
سر چشمه لایزال عشقی
بشکوه ترین جمال عشقی
تو معنی پر جلال عشقی
گردیده جهان ز تو فرحناک
لولاک لما خلقت الافلاک
هرگز نبود نظیر رویت
گلهای چمن خجل ز بویت
گر نیست مرا رهی به کیت
ای خوب، قسم به تا ر مویت
حاشا که کنم ز فکرت امساک
لولاک لما خلقت الافلاک
بر امت تو جای جدل نیست
میلاد تو جز روز ازل نیست
وابسته موقع و محل نیست
ترجیع چکامه ام مثل نیست
در عرش برین فتاده پژواک
لولاک لما خلقت الافلاک
این مهر چگونه کشته طالع
این ماه چگونه گشت لا مع
در رهبری و اصول قاطع
در بندگی خدای خاشع
در بت شکنی به جِد چالاک
لولاک لما خلقت الافلاک
گر نوبت تو زدند آخر
ز آخر شده رتبه ها مظفر
اینگونه اراده کرده داور
بنوشته به هر صحیفه یکسر
بر کنده به هر ستاره حکّاک
لولاک لما خلقت الافلاک
نام تو ز دست هر که با وَد
بر خاتم مسجد و زبرجد
بوالقاسم و احمد و محمد
اما چو نبود زر به ایزد
دل جو زده نقش بر دل پاک
لولاک لما خلقت الافلاک
هستی همیشه/ ص194- حسین مهر آذین
