سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
محمد گرمسیریان - مسیح اندیمشک
   1   2   3   4   5   >>   >

شهید مهدی حسین زادهشهید مهدی حسین زاده


صبح چهارشنبه اول مردادماه سال یکهزار و سیصد و چهل و هشت هجری شمسی دیده به جهان گشود زاده «حسین» بود و عاشق «مهدی»


کودکی زیبا و خندان، تحفه خداوند به خانواده ای صادق و با نجابت بود خال سیاهی نیز بر گونه راستش بود که زیبائیش را افزون می ساخت...


مهدی عاشق مادر بود، منتظر یک فرمان و انجام دستور...


دوازدهم اردیبهشت 1362 در عملیات ظفر آفرین بیت المقدس ، علیرضا برادر مهدی نیز که جهادگری گمنام و مجاهدی جان بر کف بود حیات جاودانه یافت و به خیل شهیدان انقلاب پیوست. این اتفاق تاثیر بسیار زیادی در زندگی مهدی داشت و صفحه بزرگی از زندگی او را ورق زد...


روح بلند و عارفانه مهدی آنچنان بود که نمی توانست او را در خانه و مدرسه و یا حتی مسجد صاحب الزمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) جای دهد به همین دلیل مهدی روانه میدان جهاد با نفس و دشمن شد...


یک ماه پس از بازگشت مهدی از پاسگاه زید پدرش حاج حسین حسین زاده به رحمت خدا رفت و این آغاز یتیمی مهدی بود...


پس از رنج یتیمی ،دربدری هم آغاز شد، اینبار مهدی و خانواده اش مجبور بودند پس از اصابت گلوله به منزلشان در اردوگاه شهید دانش زندگی کنند و این توفیقی شد تا در آنجا به تمرین شنا بپردازد تا در اسفند سال 62 به عضویت تیپ آبی – خاکی 15 امام حسن مجتبی علیه السلام در آید و در عملیات خیبر به مدت یک ماه در جزیره مجنون و هور الهویزه پاسدار مرزهای انقلاب اسلامی شود...


دل بی قرار مهدی هیچ گاه در خانه آرام نگرفت، قبل از آخرین اعزام از همه فامیل و دوستان حلالیت طلبید... 


شب 22 بهمن 64 مادرش در خواب پرنده ای زیبا و رنگین می بیند پرنده ای که منقار نداشت و با دهانش سخن می گفت برادر و خواهرهای کوچک مهدی پرنده را گرفته و آن را غرق بوسه نموده بودند ، پرنده مادر را قسم می دهد که مرا آزاد کن، مادر میگوید می خواهم قفسی بخرم و تو را برای شادی فرزندانم نگهدارم ، پرنده مادر را به ابوالفضل العباس علیه السلام قسم میدهد .


مادر دست می گشاید و او می پرد از دستان پر مهر او...


پرنده می پرد و بر شاخه ای که نیمی در هوا و نیمی در آب است می نشیند ، پرنده گاهی در آب فرو می رود و دو باره بیرون می آید و این عمل چند با تکرار می شود خوب که نگاه می کند می بیند پرنده های زیادی هستند که همه خوش رنگ و زیبا و در حال غرق شدن و مادر ناراحت از اینکه چرا چند تا از آنها را برای شادی کودکانش نگه نداشته است...                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                   


صبح مادر می گوید:


«پسرم شهید شده!»


( نکته اینجاست که مادر تا دو روز بعد از شهادت مهدی نمیدانست او غواص است)


چند روز بعد  پیکر مهدی که در عملیات والفجر 8 (معروف به فتح فاو) به شهادت رسیده بود را در میان سیل اشکهای مشتاقان انقلاب اسلامی و شهادت، تشییع نموده و به خاک سپردند


وصیت نامه شهید مهدی حسین زاده


بسم الله الرحمن الرحیم


«هو الذی انزل السکینه فی قلوب المومنین»


«او کسی است که آرامش را در دلهای مومنین قرار داد.»


به نام خداوند، به نام آن کس که جان جهانیان ، در دست اوست ، به نام او ، که ما را از نیستی نیست ، هستی بخشید؛ و به ما نعمت بزرگ بندگی عطا فرمود.


با درود و سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی رحمه الله علیه بنیانگذار و پرچمدار لا اله الا الله در سراسر جهان، و شهیدان همیشه زنده تاریخ، از صدر اسلام تا کنون .


اینجانب مهدی حسین زاده وصیت نامه ام را آغاز می کنم:


سلام علیکم همشهریان عزیز. سلام به آشنایان و فامیل و اهل خانه.


امیدوارم که همگی در کارهایتان، در سایه لطف الهی، موفق باشید.


این بنده حقیر گنهکار، در زندگی خود به آن موفقیتی که خواستم نرسیدم، و ضررهای بسیار کردم.


از خانواده ام که آنها را خیلی اذیت کردم، طلب امرزش می کنم. مخصوصا مادرم، که این همه سالها، برای من زحمت کشیده، و من نتوانستم، یک گوشه خیلی کوچک از این همه زحمات را، جبران کنم.


من وصیت بخصوصی ندارم که بدهم، ولی چون تکلیف بر خود می بینم این امر واجب را؛ و هم اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم هر شب که می خواستند بخوابند وصیت نامه ی خود را زیر سر مبارکشان می گذاشتند؛ بنابر این چند کلمه وصیت(صحبت کوتاه) با شما دارم:


من از کسی چیزی طلب ندارم، ولی اگر کسی یا فامیلی یا آشنایی- از دور و نزدیک- از من طلبی دارد، امیدورام مرا به بزرگی خود ببخشد.


همینطور خانواده خودم . از تکتک افراد حلالیت می طلبم، تا شاید خداوند منان نظر لطفی به ما بنماید.


ناگفته نماند که هدفم از آمدن به جبهه این بودکه: چون این امر را بر خود واجب دیدم، و برادران را می دیدم، که با هزار شور و عشق به الله، به جبهه می رفتند، و بعضی هم که لیاقتش را داشتند، می رفتند و به سید الشهدا علیه السلام می پیوستند .


به گفته امام امت شک نیست که همه ی ما ، باید این راه را برویم، و به سوی حق و سرنوشت خویش بشتابیم.


البته ما که از این لیاقت ها نداریم، ولی اگر قسمت ما کرد و این دنیای مادی را رها کنیم، و پیش دیگر برادرانم و همین طور برادر (شهید علیرضا حسین زاده) و پدرم(مرحوم حاج حسین حسین زاده) بروم، امیدوارم هیچ کس برایم ناراحت نشود.


از خویشاوندان و مادر عزیز می خواهم، که برایم گریه نکند، زیرا همه امانت خدا هستیم و باید به سوی او بازگردیم، و چه بهتر حالا که می خواهیم برویم، با جهاد در راه خودش برویم.


امیدورام همینطور که همیشه پیرو را امام و شهیدان بوده اید، باشید. و از صراط خود باز نگردید که موفقیت شما در همین است، شما در شرف امتحان هستید.


بار دیگر از تمام آشنایان و دوست و فامیل و اهل خانواده، مخصوصاً مادر زحمتکشم- که دستش را از دور می بوسم- حلالیت می طلبم. دیگر عرضی ندارم، به جز سلامتی شما... ( قسمت پایین وصیت نامه خصوصی و خطاب به اهل خانواده می باشد)


والسلام علی من اتّبع الهدی


مهدی حسین زاده


8/11/1364


به مناسبت ششمین سالگرد درگذشت عارف وارسته حضرت آیت الله صاحب الزمانی بروجردی 


                   حضرت آیت الله صاحب الزمانی بروجردی


 


 


برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر اینجا را کلیک کنید.


اگه از بینندگان مجموعه جومونگ هستید
حتما اینو بخونید!



روایتی از رابطه جومونگ با صهیونیزم
در اواخر مردادماه 88 تب «جومونگ» تهران را فراگرفت و عده اى از خبرنگاران رسانه هاى مختلف به دنبال این بودند که با آمدن جومونگ به تهران سریعاً خود را به او رسانده و گزارش هاى مفصلى را براى رسانه هاى خود تهیه کنند.
در سریال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى کند،با وى به مخالفت برمى خیزد و در نهایت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (که گذرموسى (ع) از رود نیل را تداعى مى کند) به سرزمین خالى از سکنه (!) پدرانش یعنى چوسان قدیم (ارض موعود) وارد مى کند.
چوسان در ذهن عبارت «چو سان - Jew sun» یعنى خورشید یهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود که خورشید در تورات، نماد ارض موعود یا سرزمین مادرى مى باشد! چوسان که ارض موعود شد، منجى این قوم - جومونگ - نیز راهبى یهودى مى شود (Jew monk = راهب یهودى) و پایه هاى ابتدایى امپراتورى خود را در جو لبن (Jew lebun = لبنان یهود) بنا مى کند. در اکثر واژه هاى کلیدى این افسانه کره اى، «جو» یا چیزى شبیه آن (که دقیقاً با همین تلفظ، در زبان لاتین به معناى یهودى است) به کار رفته است. شایان ذکر است، لازم نیست دقیقاً املاى این لغات صحیح باشد؛ چرا که در عمل هم ممکن نیست. بلکه نویسندگان این افسانه کوشیده اند از اسامى یا کلماتى بهره ببرند که بیشترین شباهت را با اسامى و مفاهیم یهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهیونیستى عناصر پشت پرده این مجموعه را در ذهن بینندگان نهادینه کند. جالب اینکه بیشتر این عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى دیگر، تغییر نکنند.
     البته آنچه ذکر شد، سواى موارد متعدد نمادگرایى تصویرى صهیونیستى این سریال است. اگر نقشه چوسان قدیم که روى پوست ترسیم شده را دیده باشید فقط کافیست نقشه فرضى ارض موعود صهیونیست ها (نیل تا فرات) را قبلاً دیده باشید تا از این شباهت بى اندازه به شگفت آیید. در پس زمینه سکانس هاى مختلف این سریال با ستاره شش گوش یا تصاویر متعدد پرچم هایى داراى نقش خورشید که نماد ارض موعود صهیونیست هاست، مواجه مى شوید.
     نقش «کابالا» یا عرفان و سنت شفاهى یهود و پیشگویى هایشان در این سریال غوغا مى کند. گویا قرار نیست هیچ تصمیمى بدون اذن پیشگوهاى زن این سریال انجام گیرد. لابد آنها هم حداقل یک «نوستراداموس» یا «ربى یهودا»، «ارى مقدس»، «ربى شمعون» و دیگر کابالیست هاى یهودى لازم دارند تا برایشان، واقعه ?? سپتامبر را پیشگویى کنند و از آینده روشن قومشان بگویند. تاکید بسیار بر مساله پیشگویى، پرده از نیتى شوم و شیطانى بر مى دارد که آن چیز جز نامگذارى دهه دوم قرن بیست و یکم به نام دهه کابالا نیست.
     آنچه در این سریال و دیگر فعالیت هاى فرهنگى - رسانه اى یهود به آن پرداخته مى شود. آماده سازى ذهن مردم جهان براى پیاده شدن مفاهیم دلخواهشان است. همان گونه که فیلم ها، سریال ها و آوازه خوانى هاى سبک متال و... دهه نود، جهان را براى ورود به عصر ترانس مدرنیسم که همان Satanism یا شیطان پرستى بود، آماده کرد.
     جومونگ که گویا «ماشیح یهود» بوده و قومش نیز همان فرزندان برتر خداوند هستند، ارتباطى تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه که همواره مورد عنایت الهى است و حتى همچون پیامبران بنى اسراییل (طالوت و داوود)، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادى کم بر دشمنان بسیار خود از امپراتورى چینى ها (هان) پیروز مى شود.
     نقش زنان در این سریال (اعم از کاراکترهاى مثبت ومنفى) انسان را به یاد پیامبران زن هفتگانه یهود یا حداقل دیگرانى چون ریوقا، ساره، یائل و ... مى اندازد. شخصیت بانو «سوسانو» بسیار شبیه «دبورا» پیامبر زن یهودى است که بنابر فصل هاى چهار و پنج کتاب شوفطیم از مجموعه عهد عتیق بر سربازان سیسرا پیروز مى گردد یا اقدامات تجارى وى «گراسیا ناسى» زن تاجر معروف یهودى و عامل اصلى نفوذ یهودیان در دربار عثمانى را در خاطر زنده مى کند. بانو سویا (همسرجومونگ) نیز که ابتدا به اسارت مى رود، ولى پس از بازگشت به خاطر اهداف عالیه قوم همسرش از معرفى مجدد خود سرباز مى زند، انسان را یاد داستان «هدسه» که بنابر فیلم صهیونیستى «یک شب با پادشاه» به زور از خانه عمویش مردخاى ربوده شد و به همسرى خشایار شاه درآمد، مى اندازد.
     در بررسى شخصیت هاى زن این سریال، از هدسه که با نفوذ در دربار ایران، مقدمات قتل 77000 ایرانى را فراهم کرد، بگذریم (که شرح آن در دفتر استر از مجموعه عهد عتیق آمده است)، به یاد «رکسلانه» یا «خرم سلطان» یهودى مى افتیم که با نفوذ در دربار سلیمان، پادشاه عثمانى به همسرى وى درآمد و با قتل ولیعهد «مصطفى» بالاخره منجر به قتل سلطان سلیم دوم و شعله ور شدن آتش فتنه جنگ هاى ایران و عثمانى شد. در دیالوگ هاى این سریال، فراوان عبارت آوارگى، اسارت، سرزمین مادرى و تاریخى، کوچ و ... به چشم مى خورد که همگى یادآور فرازهایى از تورات است.
     جومونگ براى دفاع از خود، حق دارد از سلاح هاى نامتعارف زمان خودش مانند شمشیر فولادى، بمب هاى آتشزا و ... علیه دشمنان خود استفاده کند تا جایى که بیننده، این برترى تسلیحاتى را نوعى حق مسلم وى مى داند که حاصل هوشمندى و تخصص کارگزاران اوست.
دشمن اصلى جومونگ، امپراتورى چینى ها یا همان «هان» است که سربازهایش با پرى که روى کلاهخودهایشان دارند، بى شباهت به جنگاوران مسلمان نیستند. منطقى هم به نظر مى رسد. باید در مقابل نفوذ روز افزون اقتصادى چینى هاى کمونیست در مقابل ایالات متحده که 80 درصد ثروتش در اختیار جمعیت حداکثر 6درصدى یهودیان است، ایستاد. یکى از این راه ها، قدرت گرفتن کره به عنوان متحد آمریکا و اسراییل در حیاط خلوت چین است.
     توجه بیش از حد این سریال به مقوله تجارت، بى شک براى یهودیان زرپرست، زیبنده تر است تا شینتویست ها و مائویست هاى روح گراى شرق آسیا، شاید هم صهیونیست نمى تواند قبول کند که پیروان مکتب کمونیسم (چین) امروز اینگونه در اقتصاد آزاد جهان جولان دهند.
     لابد کره هم به عنوان هم پیمان ایالات متحده و اسراییل با توجه بیش از حد به مقوله تجارت در این افسانه تازه ساز (!) به دنبال ایجاد مقدمات فرهنگى جهت سرازیر کردن هر چه بیشتر تولیدات خود در کشورهاى هدف (مانند ایران) است؛ چرا که مناسبات اقتصادى ?? میلیارد دلارى بین ایران و کره و نیز داشتن مقام سوم صادرات به ایران، چشم طمع چشم بادامى هاى کره اى را هر چه بیشتر به سوى این مرز پرگهر جلب کرده است.
این در حالى است که نوادگان جومونگ بارها در مجامع بین المللى همداستان با آمریکا و اسراییل، فعالیت هاى صلح آمیز هسته اى ما را محکوم کرده اند، راستش من خودم هم نمى فهمم چرا باید بازارمان را در اختیار کشورى بگذاریم که حقوق مسلم ما را قبول ندارد. البته این تنها گزاره اقتصادى - تجارى این مجموعه نیست بلکه موارد دیگرى همچون نقش شرکت گوگل در القاى تبلیغات غیر مستقیم نیز در این سریال مشهود است.
     آنجا که قرار است امپراتورى نو بنیاد جومونگ «گوگورى یو» نام گیرد، بیننده را به یاد تبلیغات و شایعات گسترده مبنى بر تاسیس کشورى به نام گوگورى یو یا گوگ لند در جزیره اى G شکل «لوگوى اصلى شرکت گوگل» در اقیانوس آرام از سوى مدیران گوگل مى اندازد.
     البته شاید سخت باشد اگر بگویم حرف G از نمادهاى اصلى فراماسونرى است یا اینکه نرم افزار google earth هیچگاه آنگونه که پایگاه اتمى نطنز را به وضوح مشخص کرده پایگاه اتمى دیموناى اسراییل را به دلایل امنیتى تصویر نکرده است. نمى دانم شاید این هم از ترفندهاى اقتصادى بانو سوسانو و جومونگ باشد!
     البته با تمام تلاش و زبردستى که نویسندگان و دست اندرکاران کره اى- اسراییلى این مجموعه به خرج داده اند، هیچگاه نخواهند توانست اسامى برخى شخصیت ها و کاراکترهاى این سریال مانند «مگول»، «یا گاک» و «ماگاک» را که از دیدگاه ترمینولوژى یا اصطلاح شناسى همان «مغول»، «یاجوج» و «ماجوج» خودمان هستند، با پوشش فرهنگى بپوشانند؛ چرا که همواره در پشت این اسامى قتل و غارت، خونریزى و توحش نهفته است. البته بد نیست بدانند که مردمان این سرزمین همان صاحبان فرهنگى هستند که از مغول ها، مسلمان ساختند و بنا بر برخى تفاسیر این ذوالقرنین یا کوروش ایرانى بود که اسلاف و اجداد آنها یعنى یاجوج و ماجوج را از این سرزمین بیرون راند.
به هر حال اگر یکى از قسمت هاى این سریال را از دست دادید، چندان نگران نباشید چون صدا و سیما آن را سه بار برایتان پخش خواهد کرد!


رهسپاریم با ولایت تا شهادت
عشق سرخ
رنگارنگه
دوستانه و صمیمانه.
یا حسین (ع)
نامه هایی از خلیج همیشه فارس
ایحسب الانسان ان یترک سدی
حمایت مردمی دکتر احمدی نژاد
ساحل نشین اشک
وبلاگ گروهی فصل انتظار
امُل
همسفر عشق
حیدریون
مسیر سبز
دنیای جوانی
عطش
یادداشتها و برداشتها
خلوت تنهایی
کبوترانه
خط بارون
شب مهتابی
وبلاگ شخصی محمدعلی مقامی
زورخانه باباعلی

پیاده تا عرش
بسم الله ارحم الرحیم
حرفهای شیرین
موتور سنگین ... HONDA - SUZUKI ... موتور سنگین
مستانه
آوای ققنوس
تصویر تازه
بتلیجه
آسمان آبی من
عاشقانه
کـیـمـیـای سـعـادت
صور اسرافیل
شریعت پاینده
جا کفشی
MAKHo0oF gr0ups
اوریا
%% ***-%%-[عشاق((عکس.مطلب.شعرو...)) -%%***%%
آل یس

امیدزهرا
سلام شهدا
درد شکفتن (یادآوری عظمت من و تو )
خلوت من
شارح
شهید محمدهادی جاودانی (کمیل)
فلسفه آری یا خیر
گل نرگس
حـــکــمـــت آ بــــاد
عطش عشق
عشق الهی
پشت خطی
علمدار صبح
دسته کلید
شب و تنهایی عشق
کبو ترانه .... تا بام ملکوت
آقاشیر
چگونه خدمتگذار خوبی باشیم
تا ریشه هست، جوانه باید زد...
سیب سرخ انتظار
(( همیشه با تو ))
فدک کوثر
هادرباد شناسی (روستایی در شرق شهرستان بیرجند)
قدرت شیطان
بازمانده تنهای تنها
جمعه های انتظار
اس ام اس عاشقانه
مذهبی فرهنگی سیاسی عاطفی اکبریان
بی ستاره ترین شبهای زندگی...
نمازخانه بوستان بهاره
وقایع
::::: نـو ر و ز :::::
OnlyPersPolis
شهرماخانه ما (طرحی نو دراندازیم)
رنگارنگ
خاکیان ناسپاس
فقط خدا رو عشقه
بسم الله الرحمن الرحیم
... حبل المتین ...
انجمن تخصصی نرم افزار موبایل و اطلاعات کاربردی
پاسخ به سوالات متداول کاربران سایت پارسی بلاگ
زندگی نیک
حزب الله هم الغالبون
سفیر2
آموزش های مخصوص نظامی - نیروهای ویژه
در قلمرو سکوت



تسلیت عرض میکنم شهادت حضرت امام موسی کاظم باب الحوائج علیه السلام رو به ساحت نازنین آقا امام زمان و همه شیعیان و آزادگان عالم.


بحث کوتاهی داشته باشیم در مورد امام موسی بن جعفر علیه السلام


نام این امام بزرگوار موسی و لقب ایشون کاظم هست در منطقه ای به نام ابواء که مزار مادر گرامی رسول خدا  صلی الله و علیه و آله وسلم در آن منطقه هست از پدری چون امام صادق علیه السلام و مادر پرهیزگاری به نام حمیده در سال 128 هجری قمری متولد شدند.


امام موسی کاظم علیه السلام بعد از شهادت پدرشون در سال 148 یعنی در سن بیست سالگی عهده دار امامت مسلمین شدند.


اگه بخواییم در مورد امام صحبت کنیم مجبوریم گوشه ا از حوادث زمان امام رو توضیح بدیم تا شرایط زمانی که امام موسی کاظم علیه السلام عهده دار امامت شدند ، رو بهتر متوجه بشیم.


همونطوری که عزیزان میدونید امام در زمان خلفای عباسی زندگی می کردند عباسیان کسانی بودند که در ابتدا به اسم اهل بیت و خونخواهی امام حسین علیه السلام قیام کردند و و بساط بنی امیه رو برچیدند و حتی سربسته از یکی از افراد خاندان پیامبر بیعت گرفتند و شعارشون هم الرضا من آل محمد صلی الله علیه و اله وسلم بود به خاطر همین وقتی قدرت رو به دست گرفتند تا مدتی خوی حیوانی و درندگی خودشون رو نشون نداند و همین بود که برای امام صادق علیه السلام اندک زمانی فراهم شد تا مکتب جعفری را برای همگان بازگو نماید اما چیزی نگذشت که چهره واقعی بنی عباس رو شد و اونها نشون دادند که نه تنها از بنی امیه بهتر نیستند بلکه بد تر هم هستند و با شهادت امام صادق علیه السلام و عده زیادی از شیعیان ضربه دیگری بر پیکره تشیع زدند .


یعنی امام موسی کاظم در ابتدای این دوران به امامت رسید در زمانی که بنی عباس تازه حکومت رو به دست گرفته اند و به از دست دادن آن بیم دارند و خوی درندگی آنها بر همگان ظاهر شده به خاطر همین حضرت مدت خیلی زیادی از عمر با برکتشون رو در زندانهای گرم و مرطوب بغداد سپری کردند چون از احتمال شورش آنحضرت بیم داشتند.


امام با این حال که نزدیک نیمی از دوران امامتشون رو در زندان بسر بردند باز بایستی از دانشگاه بزرگ جعفری پاسداری می کردند و از احوال شیعیان که در سرتاسر ممالک اسلامی در سختی های زیادی زندگی می کردند جویا شوند شیعیانی که به شدت توسط حکومت سرکوب میشدند و همین اواخر هم حسین بن علی از نوادگان امام حسن مجتبی علیه السلام مهروف به شهید فخ به طرز فجیعی به شهادت رسید به نحوی که بعدها امام جواد الائمه علیه السلام فرمودند بعد از فاجعه کربلا هیچ مصیبتی برای ما بزرگتر از مصیبت فاجعه فخ نبود.


امام از یک طرف دانشگاه امام صادق علیه السلام را هدایت می کردند و از طرفی دیگر امور شیعیان را و با اینکه حضرت به شدت نهی می کردند تا کسی از شیعیان وارد دستگاه پلید بنی عباس نشه اما یکی از یاران خود به نام علی بن یقطین را به دستگاه بنی عباس فرستادند تا به امور شیعیان رسیدگی کنه و علی بن یقطین هم به حق این وظیفه را انجام میداد تا جایی که نوشته اند علی بن یقطین در سال بالغ بر 300 نفر را به نیابت از خودش به حج می فرستاد و به هرکدام ده تا بیست هزار درهم می پرداخت.


آری حضرت در چنین شرایطی عهده دار امامت مسلمین شدند.


گویند روزی هارون به امام موسی بن جعفر علیه السلام عرض کرد: حاضر است فدک را به ایشان برگرداند امام فرمود در صورتی که تمام فدک را پس دهد حاضر است آن را بگیرد هارون از حدود فدک پرسید امام فرمودند: حد اولش عدن ، حد دومش سمرقند ، حد سومش آفریقا و حد چهارمش مناطق ارمنیه و بحر خزر است هارون که رنگش متغیر شده بود با عصبانیت گفت اینطوری که چیزی برای ما باقی نمی ماند !


امام با این سخن می خواستند غیر مستقیم بگویند که در حقیقت فدک رمزی از قلمرو حکوکت اسلامی است و اصحاب سقیفه که فدک را از حضرت زهرا غصب کردند در حقیقت حکومت اسلامی را غصب نمودند.


این خشم ها و کینه هارون رشید رو به این فکر داشت تا امام موسی بن جعفر علیه السلام مدت زیادی از عمرشون رو در زندان بسر ببرند .


نقل شده اوایل که امام به زندان رفتند در دعاهایشان از خدا تشکر می کردند و می فرمودند : خدا تو را شکر می گویم که مرا در جای خلوتی قرار دادی تا با فراغت بهتر تو را عبادت کنم ، ولی در اواخر این دعا را می خواندند : « یا مخلص الشجر من بین رمل و مائ و طین و مخلص النار من بین الحدید و الحجر ... خلصنی من ید هارون الرشید یعنی ای خدایی که  گیاه را از بین آب و گل و ریگ نجات دادی و ای خدایی که آتش را از بین آهن و سنگ رهایی می بخشی ... مرا از دست هارون الرشید خلاص کن!» عرضمون اینه آقا جان شما بعد از 14 سال این دعا رو می خوندید اما نمیدونیم به مادر شما چه گذشت که بعد از مدت 75 روز بچه هایش رو دور خودش جمع کرد و فرمود من دعا می کنم شما امین بگویید بچه ها خوشحال شدند که مادر می خواد برای شفای بیماریش دعا کنه اما حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود :‌« یا الهی عجل وفاتی » خدایا مرگم را هرچه زودتر برسان! ...


سراپا دردم و جان کندن دائم شده کارم


نهادم چشم بر در تا اجل آید به دیدارم



 



استوانه های نظام


ای کاش این روزها بیشتر وقت می داشتم تا بتونم بیشتر اینترنت بیام و خدمت عزیزان برسم خیلی مطلب تو ذهنم هست که دوست دارم اونها رو بنویسم اما چه کنم که وقت نیست تازه کلی هم دوستان شرمنده کردند و در پستهای قبلی نظر گذاشتند که شرمنده همشون هستم که فرصت نکردم جوابشون رو بدم


یه موضوعی که چند روزه سر زبونها افتاده اینه که استوانه های نظام کی هستند؟


آیا این استوانه ها حد و مرزی دارند؟


آیا این استوانه ها هر کاری دوست داشتند می تونن انجام بدن و هیچ کسی هم نمی تونه با اونها برخورد کنه؟


آیا هر کی در زمان امام خمینی رضوان الله تعالی علیه زنده بوده و وجود ایشون رو درک کرده و به قول معروف با امام حش و نشر داشته و نون ماست توی یه کاسه خورده آزادی ای بیشتر از مردم داره ؟ یا حقی به خاطر رفت و آمد با امام برایش در جمهوری اسلامی و در قانون قائل شده اند


آیا هرکسی اما خمینی رو دیده تا ابد باید فخر بفروشه؟


آیا امام خمینی آینده همه اطرافیانش رو تایید کرده؟


آیا اطرافیان امام باید مصونیت داشته باشند؟


و هزاران آیا ی دیگر...


برای اینکه موضوع بهتر جا بیفته بزارید از یه منظر دیگه این بحث رو بررسی کنیم


تاریخ اسلام و بحث شیعه و سنی که این روزها بحث داغی شده


یکی از اساتید بزرگ حوزه علمیه قم یعنی آیت الله دکتر قزوینی مناظره ای در شبکه ماهواره ای سلام تی وی با یکی از اساتید حوزه علمیه اهل سنت داشتند در مورد شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها اونها ادعا داشتند که شیعه حتی یک روایت صحیح در مورد شهادت حضرت زهرا ندارد و البته بعد دکتر قزوینی به جای یک روایت چهار روایت صحیح در کتب اهل سنت براشون آورد که اونها هم نتونستند رد کنند نمیخوام در این مورد صحبت کنم اگه دوست دارید تو سایت موسسه علمی تحقیقاتی ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف مطالعه کنید


بحثم اینجاست مولوی مراد زهی عالم اهل سنت وقتی دید کم آورده وارد بحث احساساتی شد و گفت ای مردم این اقا داره به استوانه های اسلام توهین میکنه کسانی که در کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بودند و آنها بودند که اسلام رو به دست ما رسونده اند اونها بودند که ... و دقیقا همین حرفهایی که امروز در مورد این آقایونی که رئیس جمهور مون اسمهاشون رو عنوان کرده که الآن من اینجا جرات ندارم اسمشون رو بیارم


اما جوابی که ما به اهل سنت میدیم چیه ؟


میگیم کی گفته که هرکی رسول خدا رو دیده دیگه باید عنوان صحابی روش اطلاق بشه و مصونیت داشته باشه ؟


کی گفته اصحاب استوانه های دین هستند ؟


کی گفته اونها اسلام رو به ما داده اند؟


حالا من میخوام همین جوابها رو به این عزیزانی که می گویند اینها استوانه های انقلاب هستن رو بگم


کی گفته اینها استوانه های نظام هستند؟


استوانه های نظام ما امثال آیت الله جوادی آملی است ، امثال آیت الله مصباح یزدی است و خود وجود نازنین مقام معظم رهبری است (حفظهم الله تعالی ) و دیگر آیات عظام که اسلام در ایران به وجود نازنین اینها سر پا ایستاده


به فرض هم اینها اصحاب امام خمینی هستند هرچه خدمت کرده اند ممنونشونیم دستشون رو هم می بوسیم و تا ابد هم ازشون تشکر می کنیم اما این دلیل نمیشه که ما اونها رو مصون بدونیم و اونها هم خودشون رو صاحب انقلاب و بیت المال بدونن و اونو تبدیل به بیت الحال کنند و هر کاری دلشون خواست بکنند


آری اگه بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم امثال طلحه و زبیر اونقدر ثروتمند شدند که بعد از مرگشون طلاهاشون رو با تبر تکه تکه کرده و تقسیم نمودند امروز ما هم چنین چیزهایی رو داریم درک می کنیم


و امروز یک امام علی احتیاج است که جلوی اینها بایستد هرچند که به علی تهمت بزنند که تو عثمان را کشتی و پیراهن خونینش را علم کنند و قرآنها بر نیزه کنند تا جایی که بگویند علی نماز نمی خواند ولی علی باید با آنها برخورد کند و ما به یک علی احتیاج داریم


 




به نام خدا


جناب آقای موسوی ، کمی هم پاسخگو باشید!
1- جناب آقای موسوی ،شما در تاریخ 9/5/1362 می گفتید : باید میان استقلال و رفاه یکی را انتخاب کرد .آیا امروز هم اینگونه می اندیشید ؟


2- آقای الیاس حضرتی عضو حزب اعتماد ملی گفته اند : عدم ارائه برنامه مدون در انتخابات توسط آقای میرحسین ،نشانه ضعف مدیریتی و برنامه ریزی ایشان است .نظر حضرتعالی چیست ؟


3- آیا با کاهش سن رأی دهندگان مخالفید؟ این موضوع در زمان دولت آقای خاتمی هم اتفاق افتاد (چند ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 1380 در مجلس ششم). در آن زمان نظرتان چه بوده است؟


4- با توجه به سخنان مقام معظم رهبری در روز اول سفر به کردستان و تأکید سخنگوی شورای نگهبان مبنی بر خلاف قانون بودن تبلیغات برخی از کاندیداها ،حضرتعالی که یکی از معضلات کشور را بی حرمتی به قانون می دانید ،چه پاسخی نسبت به رفتار تبلیغاتی خویش دارید؟


5- آقای ابطحی گفته اند : چگونه می شود که برخی از حامیان آقای موسوی از آقای کروبی می خواهند که استعفاء دهد ،با اینکه ایشان شش ماه قبل از آقای موسوی به صحنه آمده اند ؟


6- جناب آقای موسوی ،شما با صراحت گفته اید : نظارت استصوابی را قبول ندارید و می دانید مقام معظم رهبری در تاریخ 28/2/1387 فرمودند :« جنجال علیه نظارت استصوابی یک از مباحث بی مبنا و بی ریشه است که با هدف تضعیف شورای نگهبان و نفوذ دادن عناصر مخالف اسلام ،امام و نظام قانونگذاری کشور انجام می شود .» برای این تعارض قطعی و آشکار چه پاسخی دارید ؟


7- جناب آقای موسوی ،اخیرا آقای رضائی گفته اند : در دو مورد برای شما نزد حضرت امام وساطت کرده اند. آیا می توانید در این خصوص با توجه به اعتقاد حضرتعالی به گردش آزاد اطلاعات و محرم دانستن مردم ،توضیح دهید .


8- شما در یکی از سخنرانی هایتان گفته اید من در 20 سال گذشته سکوت نکرده ام بلکه رسانه ای در اختیار نداشته ام !با توجه به گستره عالم ارتباطات در عصر ما کما اینکه الان کلمه سبز را منتشر کرده اید ،پذیرش این سخن کمی دشوار است .لطفا توضیح دهید .


9- جناب آقای موسوی ،شما اعلام کرده اید که نظر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مبنی بر نامشروع بودن سازمان مجاهدین انقلاب،سیاسی می باشد و این سازمان از نظر من رسمی است !پس از اعلام نظر شما حجه الاسلام کعبی ،یکی از اعضاء جامعه مدرسین با رد سخن شما بیانیه جامعه مدرسین را کاملا فقهی دانسته اند ،نظر حضرتعالی چیست ؟


10- آقای موسوی شما در جمع مردم پاکدشت گفتید : کشوری که تعامل درست با جهان دارد نباید دشمن تراشی کند .آیا بیاد دارید که در 12 آبان 1361 درباره تسخیر لانه جاسوسی گفتید :« تسخیر لانه جاسوسی باب تازه ای در مبارزات ضد استعماری ملل تحت ستم گشوده است» آیا حضرتعالی دشمن تراشی می کردید ؟


11- آیا وقتی که شما در تاریخ 14/4/1363(روزنامه اطلاعات) می گفتید : « دبیر کل اپک یا باید از ایران انتخاب شود و یا اصلا انتخاب نشود !» دشمن تراشی می کردید ؟


12- آقای موسوی ،شما با ادبیات خشونت آمیزی در تاریخ 6/2/1361 می گفتید : « دولت تحمل هیچ بی قانونی را نخواهد کرد ، ما اول با نصیحت و سپس با قوه قهریه هر نوع حرکت ضدانقلابی را خواهیم کوبید » اکنون چه تضمینی وجود دارد که پس از تکیه زدن بر اریکه قدرت مجددا بر طبل نفرت نکوبید ؟


13- آقای موسوی ،چرا نیامده از ابزار خشونت و تهدید استفاده می کنید .شما در دانشگاه گیلان گفته اید : امیدوارم که دیگر نپرسند چرا استعفاء داده ام تا مجبور نشوم که ابعاد دیگر استعفایم را بشکافم که بنفع بعضی ها نخواهد بود !


14- جناب آقای موسوی چرا دکتر سروش که از متفکران و تئورسینهای جبهه اصلاحات است ،بجای حمایت از حضرتعالی از آقای کروبی حمایت کرده اند ؟


15- جناب آقای موسوی ،با توجه به اینکه حضرتعالی از اعضاء هیئت موسس دانشگاه آزاد اسلامی هستید ،نظرتان در رابطه با مدیریت آقای جاسبی چیست ؟چرا برخی از حسودان ،مزاحم این مدیر منحصر به فرد و لایق می گردند ؟


16- نظر شما در مورد اعلام حکم اعدام سلمان رشدی توسط حضرت امام (ره) چیست؟ آیا به عنوان یک مقلد امام هنوز هم خود را به این فتوا پایبند می‌دانید و در جهت اجرایی کردن آن اقدام خواهید کرد؟


17- بنا به تصویب طرحی در مجلس، مصوبات هیأت وزیران باید به تأیید رئیس مجلس نیز برسد. نظر شما در مورد این موضوع و رابطه آن با بحث تفکیک قوا چیست؟ در صورت انتخاب شدن، با این موضوع چگونه برخورد خواهید نمود؟


18- با توجه به اینکه گفته‌اید در دولت وزیر میلیاردی نخواهید داشت، نظرتان در مورد هزینه چند میلیاردی تزئین اتاق آقای خرم در دولت آقای خاتمی چیست؟ و واکنش شما در آن زمان به عنوان مشاور آقای خاتمی چه بود؟


19- نظر شما در رابطه با 20 روز استعفای نمایندگان مجلس ششم از جمله آقای بهزاد نبوی (از وزرای کابینه شما) و مخالفتهای آقایان خاتمی و کروبی با این مقوله، چه می‌باشد؟


20- در صورتی که به وزرای مورد نظر شما، رأی اعتماد داده نشود، از ریاست جمهوری استعفا نمی‌دهید؟


منبع


 


   1   2   3   4   5   >>   >
صفحات اصلی آرشیو شده

تمامی حقوق مادی و معنوی " مسیح اندیمشک " برای " محمد گرمسیریان " محفوظ می باشد!
طـرّاح قـالـب: شــیــعــه تـم